آیا تشویق کردن دیگران را بلدی؟
آیا تشویق کردن دیگران را بلدی؟
۱۳۹۶-۱۲-۱۵
کاری که سواد و توان فکری می‌طلبد
کاری که سواد و توان فکری می‌طلبد
۱۳۹۶-۱۲-۲۰

۱۰ ایدۀ تازه برای نوشتن

نویسنده در سایه

۱

اگر ننویسید آموخته‌‌هایتان را هدر می‌دهید.

 

۲

میانه‌ای با نالیدن و نوشتن از اخبار روز ندارم، تشویق اذهان را به تشویش آن ترجیح می‌دهم.

 

۳

نوشتن مانند دست کردن در لانۀ زنبور است؛ هر کسی اراده و جرأت این بازی هیجان‌انگیز را ندارد.

 

۴

برای نوشتن دربارۀ هر موضوعی، هرگز کم نمی‌آوری اگر استعاره‌های تازه‌ای بسازی.

 

۵

اگر پا داد و فرصت کردید گوست ‌رایتینگ* را هم تجربه کنید و به جای یکی دو نفر دیگر کتاب بنویسید. قطعاً چیزهای ارزشمندی یاد می‌گیرید.

 

۶

برای رسیدن به قدرت، اول باید در نوشتن به قدرت برسی.

 

۷

تنها نویسنده‌ای با تمام وجود از نوشتن لذت می‌برد که انتقادناپذیر باشد.

 

۸

اگر قدرت انتخاب داشته باشی دوست داری ادامۀ (جلد دوم) کدام‌یک از کتاب‌های موردعلاقه‌ات را بنویسی؟

 

۹

خلاصۀ دو خطیِ تمام داستان‌هایی که می‌خوانی را بنویس.

 

۱۰

تصور کنید شهردار شهر ایده‌آلتان شده‌اید، و ۱۰ بیلبورد مهم و بزرگ در اختیار شما قرار گرفته تا جملاتی از خودتان را برای عموم مردم شهر به نمایش بگذارد. این ۱۰ جمله را بنویسید.

 

*گوست رایتر یا سایه‌نویس نویسنده‌ای است که به اسم دیگران کتاب می‌نویسند؛
بسیاری از کتاب‌های مشهور سیاستمداران و بازیگران توسط سایه‌نویس‌ها به نگارش درآمده‌اند.

 

#چالش_۱۰جمله

بعد از خواندن این مطلب چه‌کار کنم؟

می‌توانید «تلاش برای فکر نکردن» را بخوانید.

عضویت در کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

17 دیدگاه ها

  1. fatemezahra گفت:

    سلام
    می‌شه یه مثال از گوست رایتینگ بزنین؟
    ممنون

  2. سلام استاد شاهین کلانتری…
    من چند هفته ای هست که با سایت شما و با آموزش های ناب شما آشنا شده ام و از این سایت ارزشمند بسیار بسیار می آموزم. و به واسطه ی شما با سایت آقای حسین صفوی هم آشنا شدم و به جرات می توانم بگویم آموزش های شما بزرگواران در راه نویسندگی حرفه ای خیلی به من کمک می کند.
    آن قدر حجم مطالب شما و نکته های ارزشمند آن زیاد است که من واقعا سردرگم شدم که از کجا شروع کنم و کدام نکته ی مهم را به خاطر بسپارم.
    بسیار سپاسگزارم که تجربه های ناب خودتان را در زمینه ی نویسندگی، برای ما که عاشق دست گرفتن قلمی هستیم که خداوند به آن قسم خورده، در اختیار ما می گذارید.
    آرزو داشتم در مستر کلاس شما شرکت می کردم، اما هر چه تلاش کردم شرایط فراهم نشد.
    اما نوبت باران محفوظ است و من می دانم که یک روز به این خواسته ی خود خواهم رسید و از نزدیک در کلاس های شما شرکت خواهم کرد.
    ببخشید کامنتم طولانی شد….
    فقط خواستم بدانید که من یکی از مخاطبانی هستم که با وسواس بسیار زیاد مطالب شما را دنبال می کنم و تازگی ها با نوشته های شما جرات و شهامتم در زمینه ی نویسندگی بسیار بسیار زیاد شده است.

    واقعا سپاسگزارم استاد……

    • شاهین کلانتری گفت:

      درود به لیلا خانم عزیز
      اتفاقا من هم وبلاگ شما رو دنبال میکنم و چند وقت پیش حدود یک هفته ای روی مرورگر من باز بود.
      ممنون از کامنت دلگرم کننده و بی نظیری که نوشتید. داشتن دوستان بی نظیری مثل شما شگفتی ناب زندگی منه.
      به امیدار دیدار
      بیشتر بنویسید تا بیشتر لذت ببرید.

  3. شریف گفت:

    سلام بسیار عالی بود. بنازم

  4. امیررضا گفت:

    نمیدونم ولی اصلا با جمله دوم موافق نیستم، اتفاق چند جا هم خوندم که نوشتن از احساسات بد و بدبختی ها تاثیرات مثبتی داره.

    • شاهین کلانتری گفت:

      امیررضای عزیز با دقت بیشتری بخونید.
      موضوعی که شما گفتید رو ما توی مدرسه نویسندگی در قالب نوشتاردرمانی آموزش میدیم.
      من تو جملۀ دوم از نوشتن از اخبار روز و نالیدن گفتم که با دلنوشته های شخصی کاملاً متفاوته.

  5. مائده گفت:

    شاهین جان کلانتری
    نمیدانم دقیقا درک می‌کنی یا نه اما
    وقتی بعد از یک روز تهی و نچندان جالب گوشی را بر می‌داری و انگشت رویش زوم می‌کنی، توی تلگرام ، بعد بالا پایین کردن خروار خروار کانال که مابینش چندتایی خوب هم بُر خورده‌اند و جوریدن فضای مجازی و بعد در نهایت می‌رسی به گوگل و وبلاگ شاهین خان کلانتری و ده جمله ناب که پای هرکدام می‌شود کلی فکر کرد و لذت برد!!
    (با همین فرمان ده جمله برو جلو که کیفش بسیار است.)
    نمی‌دانم دقیقا درک می‌کنی لذت خواندن وبلاگ شاهین کلانتری را بعد یک روز کم‌محتوا یا نه؟؟؟

    • شاهین کلانتری گفت:

      سلام مائده جان
      داشتن دوستانی خوش دوقی چون تو چراغ این خونه رو روشن نگه داشته.
      مرسی که نظرت رو دربارۀ ۱۰ جمله ها گفتی.
      چون خودم هم حس میکنم که بهتره همین فرم رو ادامه بدم.

  6. “تنها نویسنده‌ای با تمام وجود از نوشتن لذت می‌برد که انتقادناپذیر باشد”
    اول می خواستم بگم این را باید چاپ کرد و روی دیوار دفتر نصب کرد اما کمی فکر کردم نظرم عوض شد این را باید تتو کرد روی دست تا همیشه همراه آدم باشد.

    بی نظیر می نویسی شاهین عزیز

    • شاهین کلانتری گفت:

      حسین عزیز
      پادکست «چطور پیشنهاد رد نشدنی بنویسیم» رو گوش کردم.
      خوشحالم که با ترکیب قلم زیبا و صدای شنیدنی آموزش های جذاب و فریبایی رو برای حوزۀ بکر و مهم تبلیغ نویسی فراهم میکنی.
      حالا هر کسی دربارۀ کپی رایتینگ ازم سوال میکنه تو رو با خیال راحت بهش معرفی میکنم.

  7. استاد گرامی چقدر خوشحال شدم از این که شما به وبلاگ من سر می زنید… واقعا باعث افتخاره برای من.
    البته وبلاگ من در مورد درمان اعتیاده و چون اکثر مخاطبین اون از افراد مصرف کننده و خانواده های اون ها هستند، سعی کردم مطالبم در این حیطه باشه.
    اما خب… گاهی اوقات شوق نوشتن غلیان می کنه و نمی تونم جلودار قلمم باشم و مطالبم خارج از این حیطه میشه.
    استاد من کلّی سوال از شما دارم!
    دلم می خواد در قالب یک مصاحبه از شما بپرسم….!
    اجازه دارم سوالاتمو براتون بفرستم؟
    در صورت موافقت لطفا آدرس ایمیل خودتون رو برام بفرستید.
    با سپاس فراوان از لطف بی نهایت شما….

  8. یکی از نکاتی که خیلی برای من جالب و در عین حال تعجب برانگیز بود و اولین بار از زبان شما در مستر کلاس شنیدم و برای بار دوم بصورت کاملا تاکیدی در این نوشته خواندم “انتقادناپذیر باش” بود. 🙂
    من بعد از کلاس خیلی به این نکته فکر کردم. برخلاف همه و همیشه که عکس این موضوع را تبلیغ می کنند.
    در نهایت به حرف شما رسیدم. واقعا باید در نوشتن انتقادناپذیر بود.
    مطمئن هستم که نتایج شگرفی به دنبال خواهد داشت.
    سپاسگزارم جناب کلانتری عزیز 👍🏻

    • شاهین کلانتری گفت:

      محمدرضا جان
      مسترکلاس اول فرصت خوبی بود برای آشنایی با دوست نازنینی چون تو.
      و من چقدر خوشحالم که مرد عملی و خیلی جدی وارد گود شدی.
      تجربه بهم ثابت کرده افرادی مثل تو که به محض گرفتن یه ایده شروع به اجرای اون میکنن، به نتایجی فراتر از تصور میرسن.

  9. جهان گفت:

    سلام بر استاد سخن
    مثل همیشه شگفزده شدم
    استاد فی البداعه تمرین مدنظرتان را انجام دادم.
    چقدر خوب است که اینجائید.
    ب۱: خدمت به هموطن، کولی دادن نیست.
    ب۲: هنگام هزینه کردن، نیازمندان و هنگام کسب درآمد جامعه را فراموش ننمایید.
    ب۳: آزادی یعنی اختیار داشتن در چهار دیواری قانون.
    ب۴: سگ و گربه های سرگردان، مهمانان ناخوانده ما هستند، با مهمان به مهر رفتار کنیم.
    ب۵: توسعه شخصیت فردی، مقدمه توسعه اجتماعی است.
    ب۶: هرجا که در تیرس نگاه کودکان هستیم بیشتر مراقب رفتارمان باشیم.
    ب۷: با انجام حرکات ساده ورزشی کسب و کار اطباء را کساد نمایید.
    ب۸: با رعایت قوانین به دیگران نشان دهید که چگونه با شما برخورد کنند.
    ب۹: بجای جستجو در خاطرات یا غرقه گشتن در ابهام آینده به عرض زندگیت نگاه کن که عمان کیفیت زیستن است.
    ب۱۰: ساعتهایی را که مطالعه می کنید جزء سن شما حساب نمی شود، و این یگانه راه جاودانه ماندن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *