اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید...

اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید…

۱

من همیشه در تشویق افراد به ترک‌تحصیل کوشا بوده‌ام.

یکی از ناراحت‌کننده صحنه‌ها دیدن افراد مستعد و خوش‌ذوقی‌ست که برای قبولی در کنکور و گرفتن نمره و… چه تنش‌ها و استرس‌هایی را که تحمل نمی‌کنند.

جیم ران زمانی گفته بود: آموزش رسمی، شما را به درآمد می‌رساند؛ اما خودآموزی، شما را به ثروت می‌رساند.

با در نظر گرفتن اینکه جیم ران این جمله را سال‌ها پیش و با در نظر گرفتن فضای آموزشی ایالات‌متحده گفته، برای بومی‌سازی این جمله می‌توان چنین گفت:

آموزش رسمی شما به فقر و فلاکت می‌‌اندازند، تنها با خودآموزی است که می‌توانید به رشد خودتان امیدوار باشید.

مدرسه و دانشگاه جایی که ماییم دستگاه ابتذال است.

بالا تا پایین سیستم آموزشی ما مروج بی‌سوادی، طلبکاری، تنبلی و بی‌خردی‌ست.

۲

انگیزه‌های خودتان از ادامۀ تحصیلات رسمی را به‌دقت موشکافی کنید. تحمیل خانواده؟ ترس از آینده؟ ناتوانی در خودآموزی؟ یادگیری علم و دانش؟ آشنایی با افراد تازه؟ داشتن مدرک رسمی؟

دستیابی به هیچ‌یک از موارد بالا به حدی جدی و ارزشمند نیست که سال‌ها عمر و هزینه و جوانی خودتان را صرف آن‌ها کنید.

کل دانش که طی چهار سال کارشناسی به دست می‌آید را می‌توان طی ۳ ماه به‌راحتی به دست آورد.

برای آشنایی با افراد تازه هم فقط کافی است در شبکه‌های اجتماعی فعال‌تر شویم و کمی هم بیرون بزنیم.

تکلیف ارزش مدرک هم که مشخص است.

اما اگر تنها دلیل شما برای حضور در دانشگاه فرار از دست خانواده و ماندن در خوابگاه است که خب تا حدی حق دارید، در این یک مورد شما را سرزنش نمی‌کنم!

البته بعداً با حضور در خوابگاه به قدر و قیمت خانواده‌تان بیشتر پی خواهید برد!

۳

یکی از دوستانم ازم پرسید چرا هر چقدر کتاب دربارۀ توسعۀ فردی و موفقیت و مدیریت و … می‌خوانم تغییر محسوسی در زندگی‌ام ایجاد نمی‌شود.

در پاسخ گفتم: اگر تمام چیزهایی که خوانده‌ای تو را به این نتیجه نرسانده‌ که دانشگاه را رها کنی، یا آنچه خوانده‌ای ارزش چندانی نداشته یا از آنچه خوانده‌ای هیچ نفهمیده‌ای.

معنای تن دادن به آموزش رسمی در زمانه‌ای که به کمک وب می‌توانی به بهترین منابع آموزشی جهان دسترسی داشته باشی، چیست؟ شما حدس بزنید.

 

کارتون این پست از: یوری کوزوبوکین-اکراین

سایت رسمی مدرسه نویسندگی راه‌اندازی شد

کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام

3.9 (77.5%) 16 votes

42 دیدگاه برای “اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید…

  1. مادربزرگ من(خدا حفظشون کنه)علاقه شدیدی به دیدن اخبار داره،یعنی هیچ اخباریو از دست نمیده از صبح تا خبر آخر شب،وقتایی هم که ساعت اخبار نیست میزنه شبکه شیش یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم عزیز چرا اخبار میبینی؟چه اثری رو زندگیت داره؟
    گفت:نمیدونم عادت کردم!
    حکایت من با دوستانیه که به شدت اهل خودسازی هستن و میدونن این سیستم به قول کن رابینسون خلاقیت مارو میکشه(تازه این حداقلشه)ولی بازم بچه هاشون رو مجبور میکنن که بخونن و بخونن و مدرک بگیرن و مدرک بگیرن
    وقتی هم میپرسی خب تو که میدونی هیچ فایده ای نداره براش،تو که این همه کلاس اومدی و آموزش دیدی که بچه ات دنیای بهتریو تجربه کنه پس چرا باز مجبورش میکنی؟؟؟؟
    میگن:نمیدونم،عادت کردیم!

    1. خدا حفظ مادر بزرگ نازنینت رو علی جان
      چقدر زیبا نوشتی.
      کامنتت خودش یه یادداشت کامل و خوبه.
      بهت افتخار میکنم دوست خوبم.

  2. سلام آقای کلانتری
    من تابستون امسال بعد از گذراندن پایه دهم در کشتارگاه خلاقیت، تصمیم گرفتم دنبال علاقه ام و دنبال دانش و یادگیری واقعی بروم و استفاده بهتری از عمرم داشته باشم و ترک تحصیل کردم … از موقعی که ترک تحصیل کردم حتی ثانیه ای پشیمون نشدم و هر لحظه امیدوار تر شدم.. الحمدلله
    ————–
    پیشنهاد میکنم دو تا پست زیر در اینستاگرام من ببینید
    https://www.instagram.com/p/BZYOoiFAA16
    https://www.instagram.com/p/BYqwydIAlFb
    ——————————————
    ارادتها؛ رادمهر

    1. زنده باد محمدامین عزیز
      کشتارگاه خلاقیت رو خوب اومدی.
      من برات بهترین ها رو آرزو میکنم.
      توی مسیرت روی کمک من حساب کن.

  3. حرفتون متین ولی یه دیپلمه با سواد وضعش توی جامعه بهتره یا یه دکتر بی سواد؟
    استخدام شدن مدرک میخواد
    پول درآوردن مدرک میخواد
    زندگی کردن مدرک میخواد!
    حرف شما کاملا درسته ولی واسه وقتی که خودت باشی و خودت!یا اونقدر سرمایه داشته باشی که به قول شما با مطالعه وب ها و کتاب ها اون رویاتو به واقعیت تبدیل کنی؛یا نه،اگه سرمایه ای نداری و مجبوری واسه دیگران کار کنی مجبوری مدرک هرچند بی ارزش رو داشته باشی تا بتونی سرانجام با سوادت به هدفت برسی!
    جناب!درسته نظام آموزشی ما کلا چیز مسخره ایه و شاید ۶ ساعت کلا اندازه یک ساعت هم مفید نباشه اما چه میشه کرد!؟کسی که رویاش پزشک شدنه،مهندس شدنه،کارگردان شده و…قبل از هرچیز باید این مدرک بی ارزشو داشته باشه!
    گرچه از همین کلاسایی که تقریبا عمر رو هدر میدن هم میشه چیزی رو بیرون کشید که بشه ازش استفاده کرد(البته در کنارش هم خودآموزی و مطالعه هم باشه)

    1. نه، توجیه نکن. مسیر احمقانه و چرک تحصیل هیچ تمایزی ایجاد نمیکنه. در نهایت یکسری دکتر و مهندس یک شکل میاد بیرون.
      مدرک هم مال قدیم بود، الان کار مهمه.

      1. نه جناب کلانتری واقع بین باشید توی دنیای اموز اگه بخواید بهتون اجازه واسه حرف زدن داده بشه(در اغلب موارد و برای عموم مردم)اول از همه از شما مدرک میخوان.
        این مدرک ارزشی که باید رو نداده و بار علمی یه لیسانسه قدیم از دکتر امروز خیلی بیشتره و این به خاطر اشتباهاتیه که از همون اول ابتدایی هم خودمون،هم خانوادمون و هم نظام آموزشی مرتکب میشیم.شکی در این نیست که این مدرک ها بی ارزشه و اون طور که باید باشه نیست ولی باید گاهی با موج همراه شد!شما راحت میتونید یکی از این مدرک های بی ارزش رو داشته باشید و در کنارش تمرکزتون رو بیشتر روی سواد خودتون بذارید.
        شما وقتی وارد یه جمع،اداره یا هرجایی میشید واسه اینکه به حرفتون با احترام گوش بدن اول از همه نیازه تا از پس این عقیده مسخره مردم پسند مدرک داشتن بر بیایم!
        امروز کمتر کسی به جمله”نبین کی میگه،ببین چی میگه”توجهی نمیکنه!

  4. منتظر اینجور مطلبی از شما بودم
    رشته ای که خودم علاقه دارم سینما و نویسندگی است .. الان سر دوراهی هستم که درس را تا فوق دیپلم بسنده کنم یا تا لیسانس بخونم.
    فقط ترسم این هست که اگه لیسانس نداشته باشم یه خورده تو جامعه مشکل داشته باشم.
    ( و الان دیگه واقعا برام مهم نیست چون هدفم مشخص است …
    به سوی مهاااااااارت———-

  5. در ناثی من نوعی نمیتونم اینده خودمو با ترک تحصیل به خطر بندازم هرچند میدونم سر و ته این آموزش و پرورش رو جمع کنیم واقعا هیچ چیز ازش درنمیاد ولی با این اوصاف توی این برهه برای من کنکور موضوع خیلی مهم و با ارزشیه چون توی این جامعه و این زمان بدون مدرک لازم به من اجازه ورود به کاری که دوست دارم داده نمیشه این رو هم در نظر بگیرید که برای وارد شدن توی همه شغل ها صرفا داشتن تجربه و سوادی که از روی وب و کتابای معتبر یا حتی یه سری کلاس های جدا از مدرسس،کافی نیست!
    هیچ کس به من نوعی که از روی مطالعه خودم سواد کسب کردم اجازه مثلا طبابت نمیده!
    این کار فقط صورت مسئله رو پاک اگه انتقادی وجود داره که به حق هم هست،برای مطرح کردنش با ترک تحصیل کردن کار به جایی نمیره از توی صدهزار دویست هزار نفر شاید یک نفر باشه که برای اعتراض به این قضیه ترک تحصیل کنه.بحث من سر کمیت این افراد نیست،حرف من سر اینه که با این کارا و خالی کردن صحنه کاری انجام نمیشه و چه بسا بدتر هم میشه.
    این همه دانش اموز بودن و هستن که دبیر های بی سوادشون رو با نامه و هزار مکافات از جایی که لایقش نیست بیرون کردن و خیلی از مدارس از جمله مدارس خاص دارن کتاب هایی فراتر از کتاب درسی تدریس میکنن.
    شاید کافی نباشه اما برای شروع هیچ وقت دیر نیست.

    1. مشکل میدونی چیه؟
      چون فکر میکنی آینده خودت بدون تحصیلات رایج به خطر میفته.
      این یعنی همون فکر کهنۀ نسل های قبلی که نتیجه‌ش رو وضوح تو جامعه میبینم.
      به راه عموم مردم رفتن راحته، توقعی هم از هر کسی نیست.
      به هر حال موفقیت و تمایز زحمت میخواد و خرد.

      1. بله!و “خرد”
        اعتراض همیشه با جار و جنجال نمیاد!
        ما جزوی از این نظام پوسیده ایم پس دورش نمی اندازیم میمونیم این کهنه فرش پوسیده رو ترمیمش میکنیم و اونایی که نباید باشن رو بیرون می اندازیم.

      2. به هرحال از نظر شما از من توقعی نیست قابل احترامم هست!
        به هرحال دوست دارم چیزی که توی فکرم هست رو بگم به جای تحسین و به به به همه چیز تا بقیه خوششون بیاد سعی هم کردم مودبانه بیانش کنم.به هرحال ممنون از اینکه وقت گذاشتید.

    2. سلام
      خوبه که بدونی شغل ها بر سه دسته تقسیم میشن…
      اول مثل افرادی که شغل های شریفی مانند نانوای – قصابی – فروشندگی …دارن
      دوم به مانند کسی که فعالیت های مثل برنامه نویسی – نویسندگی – بازیگر ی دارد…
      سوم مثل مهندسی – پزشکی و غیره
      دسته اول بدون دانشگاه هیچ مشکلی ندارد
      دسته دوم هم همین جور هست که نیاز به مدرک ندارند و با تــــــمرین و مطالعه به هدف خود میرسند.
      دسته سوم بدون مدرک دانشگاهی هیچ وقت نمیتونن به هدف خود برسند..

  6. خدای نکرده حرفای من حمل بر بی ادبی و بی احترامی نسبت به شما نباشه ولی خب این موضوع برام جالب بود و دیدم خوبه که نظرمو مطرح کنم و البته بحث و انتقاد نشونه یه جامعه فعال و آگاهه که قدرت فکر کردن داره و براش سوال پیش میاد و هر موضوعی رو به راحتی رد یا قبول نمیکنه!

  7. عالی بود. من کتاب دکتر علی سخاوتی رو خوندم در همین مورد بود. ولی به حرفاش گوش نکردم ولی پشیمونم. ممنونم

  8. سلام وقتتون بخیر، آقای کلانتری در تایید این مطلبتون بایستی عرض کنم که واقعا دست مریزاد.
    در حال حاضر دانشگاهی که ما مجبور به رفتنش هستیم، از سر اجبار و فرار از سربازی و عدم وجود بازار کار برای جوون ها هستش. هزینه ی تحصیل هم که فشار مضاعفی به خانه و خانواده وارد می کنه.
    یه نکته جالب اینکه، هر جایی که برای مصاحبه برای استخدام هم که میرم، میپرسن مدرک چی داری؛ مدرک هرچقدر بالاتر هم باشه، باز هم در نهایت بند پ حرف اولو میزنه؛
    پول ، پارتی ، پررویی

    نمیدونم واقعا ما داریم تحصیل میکنیم یا به قول شما ۴ سال از عمرمون رو تلف میکنیم.

    1. مغلوب نشو.
      حالا اینترنت فرصت خوبی برای رشد و پیشرفت ایجاد کرده…
      با امید و اطمینان ادامه بده و یاد بگیر.

  9. خیلی خیلی موافقم! به عنوان کسی که به اجبار خانواده وارد دانشگاه شدم و با زحمت و مشقت زیاد انصراف دادم کاملا با این صحبت موافقم! دانشگاه یعنی یه سری اطلاعات ناقص و نظری به درد نخور که در هیچ جای جهان کاربرد نداره! یک هشتم همین زمان رو میشه در فنی حرفه ای بصورت رایگان یک حرفه رو از صفر تا صد متخصص شد . میشه صدها جلد کتاب خوند و هزاران توانمندی و مهارت برای ارتقای ذهن و شغل و زندگی یاد گرفت… اما متاسفانه اینجا ایرانه و هر چقد هم که موفق بشی با برچسب بی سوادی و کلاهبرداری محکوم میشی! این رو بارها و بارها به چشم خودم دیدم… و متاسفانه مثل هزارتا آداب و رسوم کلیشه ای و دست و پاگیر دیگه مردم ما بهش مبتلا هستن… ولی خب بنظرم حرف و نگرش غلط مردم نباید باعث بشه آدم ارزشمندترین سرمایه زندگی یعنی عمرشو نابود کنه

    1. بهار عزیز
      چه خوب که مسیر خودت رو ادامه میدی.
      با قدرت ادامه بده.
      این مملکت به آدم هایی مثل تو بیشتر نیاز داره تا مدرک گرفته های طلبکار.

  10. سلام بر جناب کلانتری عزیز
    خیلی وقت بود فرصت مطالعه مطالب وب رو نداشتم و البته حوصله ای هم نبود!!! تا دیروز که با تمرکز چند تا پست اخیر رو خوندم . و این مطلب که بسیار باهاش موفقم … به عنوان کسی که عمرش رو گذاشت برای تحصیل در رشته ی دلخواه و خب الان با تمام سختی ها راضی هست و بیشتر وقتا فک میکنه چطور میتونه کارش رو از حالت کلاسیک بیاره بیرون و با این موج نو همراستا بشه … و همین طور با خوندن کامنت ها به نظرم میرسه که ما هنوز توی اون تفکر که شغل یعنی دکتر و مهندس شدن موندیم و خب چون کارآفرینی و خودآموزی از موضوعات نسبتا جدید توی کشور ماست برای همین سخت پذیرفته میشه … هنوز مدرک گرفتن و اسم دکتر مهندس رو یدک کشیدن ترجیح داده میشه.

  11. شاهین جان بنده تحصیلات دانشگاهی ندارم. از همون اول عشق کار بودم و یه راست هم وارد یه شرکت تبلیغاتی بزرگ شدم. الانم تو کار خودم بدک نیستم. منم هر چی یاد میگیرم از خودآموز ها و کتاب هاست.

    اما یه چیزی که این روزا اذیتم می کنه مدرک گرایی هست که پیش اومده. از اونجایی که با مشتریان بزرگ کار می کنیم می بینم که همشون ماشالا دکتر هستن. هر کی رو می بینم یا داره کارشناسی می خونه یا داره تز دکتراش رو آماده میکنه. من نمی دونم اینا چجوری وقت گیر میارن من خودم این ۴ تا کتاب رو به زور می خونم 😀 در هر صورت منم با دیدن این شرایط زده به کلم برم یه مدرکی بگیرم فردا تو یه جلسه ای پرسیدن جناب مهندس مدرکتون چیه نگم دیپلم. دو دلم. از یه طرف میگم پول و زمان دور ریختنه. همین زمان رو می تونم بزارم ۴ تا کتاب درست حسابی بخونم که ازش لذت ببرم، از یه طرف به این فکر می کنم هر چقدرم کتاب بخونم، بعد برم تو یه جلسه بگم مدرکم دیپلم هست همه اون دیپلم رو می بینن، کسی ۵۰۰ تا کتابی که خوندم رو نمی بینه.

    1. محمد جان
      کسی به مدرک اهمیت نمیده.
      روش حساس نباش.
      به مسیر شخصی خودت ادامه بده.
      خودت رو به ابتذال دانشگاه آلوده نکن، ارزشش رو نداره.
      دانشگاه هیچ تمایزی ایجاد نمیکنه.

  12. سلام وقتتون بخیر

    یعنی به نظر شما بریم دنبال علاقه مون و به تحصیلات رسمی و اینا فکر نکنیم ؟

    اگر بله از کجا بفهمیم به چی علاقه داریم ؟

    بعد اینکه من حس میکنم منظورتون رو دقیق ازین پست نگرفتم اگر منظورتون رو تو دو جمله خلاصه میکردین چی میگفتین بهم ؟

    خیلی ممنون

    1. سلام سازا جان
      درس خوندن، وقت تلف کردنه.
      اگر وقتت رو توی سایتی مثل متمم صرف کنی، تو یک سال به اندازه ۴۰ سال دانشگاه رفتن رشد میکنی.

  13. سلام جناب کلانتری ، ازقضا من هم توی همین فکرا هستم که به صورت اتفاقی مطالب شما رو دیدم
    خواستم ازتون بخوام اگه براتون مقدوره یکی دوتا پست بنده که یکم درباره خودم و شرایطم توضیح دادم رو بخونید(۷،۸ دقیقه زمان لازم داره) و یک مشورت کوچیک به من بدین
    تشکر .

  14. سلام. جناب کلانتری عزیز!
    حرفتون کاملا درسته. به نظرم دلیل اینکه عده ای در برابر حرف منطقی شما مقاومت میکنند اینه که فکر میکنند این دانشگاه و نظام آموزشی هست که سرنوشت آدمهارو تعیین میکنه. اینکه جامعه ما ملاک رو مدرک قرار داده ما هستیم نه اونها. اینها یاداشون رفته که این ما هستیم که این نظام آموزشی غلط و پر ایراد بوجود آوردیم. با ضعف و انفعال خودمون. اینکه این نظام آموزشی روی شانه های ما ایستاده و حکمرانی میکید. اگر ما از زیر بار این سیستم آموزشی ضعیف و پر ادعا شانه خالی کنیم آن وقت خواهید دید که این آنها هستند که به ما نیاز خواهند داشت و لذا وقتی مراکز آموزشی پر مدعا با سیل استقبال مردم مواجه میشوند این آنها هستند که برای ما تصمیم می گیرند و تعیین تکلیف میکنند. اگر قضیه برعکس شود نظام آموزشی فعلی قطعا بر اساس خواست و نیاز مردم تغییر خواهد یافت و لذا نظام آموزشی مطلوب و کار آمد بوجود خواهد آمد.
    یاد داستان تحریم خرید ماشین سفر افتادم از شرکتهای ایرانی افتادم هر چند ادامه پیدا نکرد و شکست خورد اما در همان مدت کوتاه فشار زیادی روی مسپولین خودور سازی وارد کرد و حتی ارام ارام داشتند به سوی تحول پیش میرفتند که باز هم آن ضعف و بی ارادگی کار خودش را کرد.

    1. خیر
      با این مسئله که هر کس منطق خودش را دارد موافقم اما ما در جامعه ای زندگی می کنیم که آموزش های آکادمیک بسیار حائز اهمیت است هرچند ما توشه آنچنانی بعد از فارغ التحصیل شدن نداشته باشیم
      و
      اینکه مهمه ما چقدر به دانش تخصصی هم اهمیت بدیم
      فکر میکنم پشت ای حرف یک شخصیت شکست خورده که منتظر تا شانس بر در خانه اش بکوبد و بگوید بفرمایین این خوشیختی و دارایی و کار و حقوق فلان و….برای شما
      شما مرا یاد دایی خودم می اندازید او هم همین فکر را میکرد به هیچ چیز دنیا هم نرسید
      شانس و بخت و اقبال نمی آید ما خودمان باید به دنبالش برویم و این دقیا یعنی تلاش تلاش تلاش
      همانطور که گفتم هرکس منطق خودش را دارد و با زاویه دید خودش به موضوع نگاه می کند
      و این که قصد جسارتی نبود امیدوارم اگر هم جسارتی شد پوزش مرا بپذرید

  15. سلام
    نکته:
    ما هرچه مطالعه بیشتری داشته باشیم موفق تریم
    مثال: مرحوم دکتر افشین یداللهی
    آیا درس و مدرک تحصیلی ایشون مرتبط با حرفه ی هنری ایشون بود ؟؟
    خیر مقلما تحصیل و کسی که اهمییت بیشتری به این موضوع می ده و موفق تر خواهد بود چرا؟؟
    چون سواد علمی انسان در هر مقوله‌ای که باشه چه پزشکی چه مهندسی چه هنر و حتی ریاضیات و فیزیک هر چقدر بیشتر باشه انسان دانش بیشتری داره و در نتیجه ذهن فعال تری داره و درنتیجه بیشتر میتونه تمرکز و تفکر و تخیل کنه
    بله سیستم آموزشی کشور ما متاسفانه پضعیت مناسبی نداره اما ما در این کشور زندگی می کنیم و باید بخشی از زندگیمون رو صرف عرف و قوانین بهنجار یا نابهنجار جامعه کنیم ما برای اینکه یک نویسنده خوب بشیم نباید از دیگر ملزومات زندگی بزنیم جلال آل احمد معلم بود
    ( فک کنم)
    یک نویسنده خوب کسی هست که از بدترین موقعیت های زندگی بهترین استفاده رو ببره و بیشتر نویسنده های بنام اگر در بیوگرافی آن ها دقت کنید متوجه می شین که نویسندگی برایشان شغل نبوده بلکه حرفه و هنر بوده و به کار های دیگری اشتغال داشته اند که البته عموما مستقیم یا غیرمستقیم به حرفه و هنر شان مرتبط بود
    این دقیقا همان ارزش آموزش های آکادمیک را مطرح می کند
    هر چند نظام آموزشی نادرست و پر ایراد باشد

  16. سلام
    من دوبار تو بخش پرسش و پاسخ دیدگاه زدم ولی فکر کنم مشاهده نکردید …

    من درحال حاضر در پایه نهم تحصیل میکنم و علاقه ای هم به درس و درس خواندن هم ندارم و فکر نمیکنم گفتن دلیلش هم ضرورتی داشته باشد؛ هم شما می دانید، هم من و هم تمام کسانی که درحال خواندن این دیدگاه هستند!

    قصد دارم ترک تحصیل کنم؛ اما پدر و مادرم مخالف هستند و البته با مخالفت افراد نزدیک فامیل هم مواجه شده ام و آینده ای ترسناک را جلوی چشمانم می آورند (که اهمیتی نمی دهم)

    از لحاظ شغل، مشخص است که می خواهم کارآفرین شوم و البته درآمد را تجربه کرده ام! و می توانم در آینده از لحاظ مالی خودم را تأمین کنم؛ اما همانطور که گفتم، خانواده مخالف هستند! می گویند باید به مدرسه بروی یا (اگر به هدفی که گفته اند برسم) می توانم حداقل درس را در خانه ادامه دهم که البته باز هم من مخالف هستم!!

    به نظر شما (چون نظرتان برایم مهم است) به مدرسه نروم و تحصیلم را در خانه ادامه دهم؟! یا اینکه کامل ترک تحصیل کنم و دیگر به سراغ تحصیلات (چه در خانه و چه در مدرسه) نروم و به سمت علاقه ام بروم؟

    ممنون می شوم پاسخ دهید …
    باتشکر (یونس)

    1. یونس عزیز
      معلمومه که جوون خوش ذوق و بی نظیری هستی.
      من که موافقم مدرسه و دانشگاه نیستم. ولی اگر مجبور شدی به زور بری. مهم نیست، نگران نباش. فقط مدرسه رو جدی نگیر.
      برو و سعی کن تجربه کنی، ارتباط بگیری، و از مدرسه برای فعالیت های غیردرسی استفاده کنی. مثل سخنرانی سر صف، شورای دانش آموزی، چاپ مجله مدرسه و…
      اینا خیلی کمکت میکنن.

  17. درست نیست مدرسه و دانشگاه رو محکوم کنیم به نظر من مدرسه بد هست به این شرط که ما خودمون رو مجبور به یادگرفتن یا همون حفظ کردن مطالب از پیش تعیین شده می کنیم چیزایی که شاید طی سالها تالیف شده و با پیشرفت های علمی تجربی هم تغیر نکرده
    بله سیستم اموزو پروش ما پر از غلطه حتی شاید پر تر از پر چون استعداد کشه رانت خواره به اینده توجهی نداره فکر جیب قلمبه الانش رو میکنه در حالی که توی سایر نقاط جهان اموزش و پرورش یک راه چینه برای تربیت نسل هاست تا بتونن از طریق استعداد هاشون موفق باشن و ازشون استفاده بشه تا یک اینده روشن بسازن نه یک صحنه نمایش که مثلا ما در ان دانا می شویم در مدارس باید یاد داده بشه تا از علایق پیروی شود و در عین یاد دادن این موضوع باید در پی کشف علایق و استعداد های افراد باشد حتی در نظام اموزش و پرورش مزخرف ما و در میان کتاب های تحریف شده و تاریخ مصرف گذشته هم میشه چیز هایی بیرون کشید از این طریق که درمورد مفهومی که اون کتاب و اون درس به ما می خواد بفهمونه بیشتر فکر کنیم و خارج از دنیای حفظ کردن یکسری مطالب دنبال دنباله کتاب ها برویم تا بتوانیم با نقص عقیده های لازم الحفظ روبه رو شده و علاوه بر یادگیری گستره ای از اطلاعاتی که شاید بیشتر از کتاب های درسی به کار ما می اید بتونیم مطالب نصفه نیمه گذاشته شده در کتاب هامون که به نوعی به قصد سانسور کنار گذاشته شده اند را عمقی بفهمیم
    در نهایت می رسیم به نقص و بی عدالتی در اموزش پروش اما چه می شود کرد؟ وقتی خیلی از ملاک ها مادی شده و مدرک هم جزو این دسته به حساب می اید و از طرفی باید دانست که خیلی از دانستن نسل جوان می ترسند و این نکته نباید انکار شود که می شود !!! به خاطر همین سعی در فرو کردن کله مخ ها در کتاب و درس می کنند ان هم با مدارسی خاص که شاید فشار خانواده ها را بر انگیخته حسادت و رقابت را به میان اورده و ارزش واقعی و مقدس یادگیری را فراموش کرده …
    در نهایت دوست دارم بگم ثروت در پس علاقه ادمی است اگر با پشتکار پشت علایقمان وایسیم مطمئنا موفق خواهیم شد حتی اگر به مدرسه نرویم و حتی اگر علاقه بعضی ها به خر زد در کتاب های مزخرف درسی نظام اموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران باشد!!!

  18. همچنین بحث ازادی در دانشگاه ها چی دیگری است که انشااله یکبار دیگر درموردش با یک پست ویژه از طرف اقای کلانتری بحث خواهیم کرد …
    اگر خدا بخواهد
    و در نهایت ممنون

  19. سلام
    بی ادبی و فضولی نباشه صریح میپرسم شما ترک تحصیل کردید؟اگر بله در چه مقطعی؟ تا حالا بدون مدرک به مشکل برنخوردید ؟و آیا فقط به نوشتن می پردازید ؟هزینه ی زندگی رو هم از همین راه تامین می کنید؟

    من هم کنکوری هستم . و از همون ۷ سالگی هدفم مشخص بود. نویسندگی.
    بعد تفکرات زیاد در دبیرستان و کنار گذاشتن رشته های تجربی و ریاضی چون هیچ وقت هیچ وقت به ذهنم خطور نکرده بود که دانشگاه به درد دنبال کردن نویسندگی بخوره ،تصمیم گرفتم علاقه دوم یعنی بازیگری رو در دانشگاه دنبال کنم (چون به نظرم نزدیکترین رشته به نوشتنه و کلا من بعد از تاتر سرپا نوشتنم) ولی واقعا اصلا مطمئن نیستم دانشگاه تاتر حداقل نصف نیاز هایی رو که دارم ،جواب بده .الان به هدفم سومم هم یعنی موسیقی فک می کنم اما دوست ندارم از آخر اهدافم حرکت کنم .اما چاره ی دیگه ای نمیبینم. اما دانشگاه فایده های مهمی هم داره که نمیشه ندید گرفت:
    ۱-چون به هر حال اهداف دوم و سومم هم برای خودشون و هم برای اینکه به نوشتنم کمک میکنن،حائز اهمیت انند ….می تونم از بخشی از اموزش های رایگان دانشگاه استفاده کنم.
    ۲-اشنایی با افراد تازه و همچنین اومدن به تهران که همه ی رسانه و فعالیت ها اونجان هم مهم اند.
    الانم خوشحالم که حداقل رشته غیر مرتبط با نویسندگی نرفتم(هرچند دیپلم کاملا غیر مرتبط ریاضی دارم) ولی هنوز اون طور که باید راضی و مطمئن نیستم که چه کاری درسته ؟؟!!و واقعا چه راهی منو به اهدافم نزدیک میکنه ؟؟به هر سه هدفم خصوصا اولی……نویسندگی
    با توجه به شرایطم علاقه دارم پیشنهادو راهنمایی تون رو بدونم.

  20. نوشته” ۱۰ هفته نویسنده شدن” خیلی خیلی عالی بود،از بهترین نوشته های آموزش نوشتن و قلقلک خلاقیت. باعث شد کاغذ و قلم رو ازحبس کمد آزاد کنم و حق مسلم زندگی کردن ، فکر کردن بهشون برگردونم‌.و با وجود کنکور در هر شرایطی شبی ۲۰ الی۳۰دقیقه برای نوشتن بزارم.

    1. یاس عزیز
      چقدر عالی، باعث خوشحاله.
      بیشتر بنویسید. خیلی خیلی بیشتر.
      برای من هم از روند کارتون بنویسید توی کامنت ها، خوشحال میشم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *