بلندترین کامنت جهان!

پیش نوشت: زهرا شریفی دوست و خواننده خوب من و این وبلاگ است.

او پست «چگونه نویسنده شویم؟» را (که بلندترین پست وبلاگ است) با دقت عجیبی خوانده و حتی روی تک‌تک لینک‌ها هم کلیک کرده و در نهایت کامنتی دوهزار و پانصد کلمه‌ای نوشته که دلم خواست این کامنت را به عنوان یک پست مستقل منتشر کنم.

از زهرا شریفی عزیز که این روزها با شوق خاصی درس‌های استراتژی محتوای متمم را می‌خواند تشکر می‌کنم و امیدوارم به زودی به یکی از بهترین تولیدکننده‌های محتوا در ایران تبدیل شود.

برای مطالعه بهتر این پست می‌توانید پست چگونه نویسنده شویم را هم همزمان باز کنید تا ببینید زهرا برای هر نکته چه نظری داده است.

اصل مطلب:

سلام. با خواندن این پست به شدت شگفت زده شده و به وجد آمدم. برای همین تصمیم گرفتم من هم راجع به این مطلب ارزشمند چیزهایی با اطلاعات کم و ناقص خودم در تایید و گاهی تکمیل نوشته تو بنویسم. باشد که مقبول افتد.

  1. اینکه فکر می کنیم چون فارسی زبانیم و فارسی حرف می زنیم پس نیازی به یادگیری زبان فارسی نداریم اشتباه محض است. فکر می کنم برای هر فارسی زبانی واجب است که سعدی بخواند، که گلستان را ورق بزند، که گاهی برای مکالمات روزمره حتی به فرهنگ لغت رجوع کند و دامنه واژگان فارسی را افزایش دهد و بتواند از آنها چه در نوشتن و چه در حرف زدن روزمره استفاده کند. بنظرم زبان فارسی خیلی قند و نبات است.
  2. نوشتن میتواند نوعی تخلیه روحی و روانی باشد. اتفاقا چند روز پیش به دوستی که از بی استعدادی اش در نوشتن ناراحت بود و به نویسنده ها غبطه می خورد گفتم نیازی نیست که حتما یک اثر فاخر بنویسی یا یک نثر قوی، شروع کن و هرچه دلت می خواهد را روی کاغذ بیاور.مثل نوشتن صفحات صبحگاهی. البته من هم بعد از رفت و آمد به اینجا به این نتیجه رسیدم .
  3. با اینکه من نویسنده نیستم اما تاثیر ثبت خاطرات روزانه را به شدت درک کردم. البته نه دورانی که چهار روز می نوشتم و بعد رها می کردم، از وقتی که به طور منظم می نویسم به طرز عجیبی به تاثیر مثبت آن پی بردم.
  4. به نظر من همین که فرد به کار خود ایمان داشته باشد و برای بالا بردن سطح کار خود تلاش کند کافی است، اینجوری اعتماد به نفس فرد افزایش یافته و حرف مردم بی ارزش شود. مهم عشق و شور و اشتیاقی است که برای نوشتن به کار می‌گیری. هرچند من هم زمانی به شدت درگیر کلیشه بودم.
  5. کتاب خواندن نقش خیلی خیلی مهمی در تقویت نوشتن و مهارت در نگارش دارد چیزی که به شخصه تجربه کردم و نتیجه آن را دیده ام. هرچه بیشتر می خوانم به نکته های روشن بیشتری می رسم. البته اینکه چه کتابی بخوانیم هم مهم است. چیزی که بتوانیم ذهن و تفکر خود را ارتقا بدهیم و به درک بهتری از زندگی برسیم. بیایید محتوای خوب به خورد مغزمان بدهیم!
  6. برای یادگیری هر کاری تمرین و ممارست نیاز است. برای اینکه استاد شوی در هر هنر یا حرفه ای از نجاری و خیاطی و …گرفته تا نوشتن. تکرار و تداوم یا به قول تو افراط می تواند فرد را به اوج مسیری که در پیش گرفته برساند.
  7. نوشتن سوال برای من واقعا جالب بود. کاری که دوران بچگی انجام می دادم و هیچوقت نمی‌دانستم که انقدر می تواند تاثیر گذار باشد. جذاب و پر از هیجان است نوشتن سوال و بعد از آن درگیر شدن برای یافتن پاسخ.
  8. بی وقفه نوشتن علاوه بر اینکه ذهن را تخلیه می کند فکر می کنم اجازه خلاقیت را هم به آن می‌دهد اینکه بتوانیم بدون فکر کردن هر آنچه که در ذهن داریم را روی صفحه بریزیم به آرامش درونی هم کمک می کند.
  9. مطالعه مداوم و پیوسته نه صرفا خواندن رمان و داستان یا کتاب های حوزه نویسندگی، حتی خواندن کتابهای تخصصی هم می تواند ذهن فرد را برای نوشتن آماده کند و نوعی تمرین ذهنی است.
  10. چند روز پیش داشتم به این فکر می کردم که می توانم قصه هایی که شب ها قبل از خواب برای خودم تعریف می کنم را بنویسم. شاید خنده دار به نظر برسد که من شب ها قبل از خواب یا موقع پیاده روی هزار داستان متنوع از ذهنم عبور می کند که هرچند بی محتوا و به دردنخور باشد اما این کار برایم لذت بخش است.
  11. از وقتی نوشتن صفحات صبحگاهی را شروع کرده ام نوشتن توی تاریکی را هم تجربه کردم، نوشتن با دست چپ، نوشتن توی اتوبوس در حال حرکت و… واقعا هیجان انگیز و جذاب است.
  12. نوشتن از نوشتن را با خواندن وبلاگ تو شروع کردم. از اینکه چرا می نویسم. از نوشتن چه می خواهم و این طور شد که در مسیر مشخصی قرار گرفتم و حد و حدود کارم با نوشتن مشخص شد و دیگر بدون انگیزه و بی هدف به سمت نوشتن و کتاب خواندن نمی روم.
  13. در مورد تسلط کلامی چیزی نمی دانم و نخوانده ام. ممنون بابت معرفی متمم.
  14. بازی سازی در نوشتن باید کار جالبی باشد. تجربه این کار را ندارم باید حتما امتحان کنم.
  15. فکر می کنم با این سطح از زبان انگلیسی که دارم نوشتن به زبان انگلیسی به کل من را از نوشتن ناامید کند. اما حتما امتحان می کنم ببینم چه نتیجه ای می گیرم شاید همین کار مرا به یادگیری زبان انگلیسی ترغیب کند.
  16. به مورد خیلی خوبی اشاره کردی برای من که از کم نوشتن نامید می شوم و دلم می خواهد در همان شروع کار همه کاغذ را سیاه کنم. تمرین خیلی خوب و تاثیرگذاری است.
  17. به شدت با این مورد موافقم. موقع خواندن هر مطلبی چه کتاب درسی چه روزنامه محلی اول تیتر نوشته من را جذب می کند اما هیچوقت به طور جدی به آن فکر نکرده بودم که ممکن است برای نوشتن تیتر یک مطلب ساده به مشکل برخورد کنم. تیتر بازی تمرین خوبی برای این کار است.
  18. این مطلب را بارها گفته ام که من عاشق کلماتم و بازی با واژه ها همیشه برایم شگفت انگیز بوده.
  19. نباید به دنبال وقت بود. باید زمان را ایجاد کرد یا به‌قول تو دزدید آن هم برای نوشتن که به ابزار خاصی نیازی ندارد. یک قلم و تعدادی کاغذ.
  20. بازی با زاویه دید چقدر می تواند جذاب باشد. من اول و دوم شخص را امتحان کردم اما سوم شخص را نه. هیجان زده شدم که امتحان کنم. از ویژگی های نوشته های تو همین است که آدم را ترغیب یا بهتر بگویم به نوشتن وادار می کنی!
  21. فکر می کنی برای داستان نوشتن باید اول هر چه می توانیم رمان و داستان بخوانیم و بعد کتابهای آموزشی؟ یا برعکس؟
  22. یعنی برای نوشتن زمان خاصی تعیین کنیم؟ من حس می کنم نوشتن نیاز به وقت و زمان خاص ندارد یعنی هر وقت که دلمان خواست می توانیم بنویسیم! اما خوب نظر تو برای برنامه منظم هم قبول دارم. الان دچار تناقض شدم یعنی؟
  23. لینکی که از متمم راجع به کمال طلبی گذاشتی کمک بزرگی به من کرد و تمام سوال های ذهنم راجع به این مورد برطرف شد.
  24. بعد از خواندن وبلاگ تصمیم گرفتم که مطالعه کتاب های غیر داستانی را شروع کنم اما هنوز موفق به این کار نشدم اما حتما به این توصیه تو عمل خواهم کرد.
  25. خواندن بوستان و گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولانا، غزلیات حافظ و…. متون کهن و واژه های ناب و اصیل فارسی ذوق و عاطفه و ذهن نویسنده را پرورش می دهد. خیلی از نویسنده ها و شاعرهای امروزی خواندن نوشته های کلاسیک را بی ارتباط با این دوران می دانند غافل از اینکه تنها بعد زبانی نوشتن مهم نیست. خواندن آثار کسانی که مدت ها با قرآن و ادب و … مانوس بوده اند و انبوهی از تجربه را به دست آورده و بیان کرده اند می تواند ذهن و خلاقیت فرد را تقویت کند.
  26. ارائه کار به افراد کار بلد گام مهم و تاثیر گذاری برای پیش رفتن است در هرکاری می تواند راه گشا باشد. ممکن است مسیر را مدت طولانی اشتباه طی کرده باشی و با یک تلنگر یا یک گوشزد صادقانه راه درست را بیابیم. اما با نشان دادن به غیر حرفه ای ها برای پیدا کردن ایراد و اشکال کار موافق نیستم مگر برای هم فکری.
  27. با بازنویسی بشدت موافقم. البته به نظر من با فاصله از زمانی که نسخه اولیه نوشته شد به بازنویسی بپردازیم. به این ترتیب می توان با ذهن باز به اصلاح یا بازبینی شخصیت ها یا فضای داستان بپردازیم.
  28. همنشینی و همراهی و معاشرت با افراد به تدریج روی خلق و خو و عادات انسان تاثیر می گذارد. کتاب هم به قول تو نوعی همراه ذهنی است که باید برای انتخاب آن وسواس به خرج دهیم.
  29. به اهمیت اینتر زدن با خواندن نوشته های تو پی بردم. هرچند خودم برای نوشتن این متن از اینتر زدن استفاده نکردم به دلیل اینکه فکر کردم ممکن است متن به هم بریزد.
  30. برای ازبین بردن نوشته های قدیمی دستی برآتش داشتم! مثلا نوشته ای را چند سال نگه می داشتم و بعد در یک اقدام انتحاری از بین می بردمشان. البته چند وقت است که همه نوشته هایم را نگه میدارم. حتی چرک نویس های درسی که لا به لای آنها گاهی چیزی نوشته ام. حرف تو را بابت پی بردن به سیر افکار را به شدت قبول دارم.
  31. اصطلاح بلاگ کردن کتاب را اولین بار شنیدم. به نظر کار خلاقانه و جذابی است. اما برای من کمی ترسناک!
  32. این پیشنهاد عالی و هیجان انگیزی است. من راههای متنوعی را انتخاب کردم. نوشتن روی کاغذ با ابعاد مختلف، نوشتن با رنگ های متفاوت، مداد، روان نویس، خودکار و… بنظرم گاهی در همین ایجاد تنوع ها ایده های جالبی به ذهنمان می رسد.
  33. جالبه. فقط غذا؟
  34. حق با توست. در ایران واقعا مقاله نویس به طور حرفه ای نداریم و اکثر مقاله ها کپی از مقاله های خارجی است. نکاتی که مطرح کردی خیلی کاربردی و مفید بود.
  35. فکر می کنم نوشتن صفحات صبحگاهی حتی برای کسانی که دغدغه نویسنده شدن ندارند هم مفید است. ممکن است شروع آن سخت باشد اما کم کم که به عادت تبدیل شد خیلی شیرین و اجتناب ناپذیر می شود.
  36. تا حالا به این مورد فکر نکرده بودم با اینکه انقدر مهم و تاثیر گذار است. با نکته ای که گفتی و لینکی که معرفی کردی به نتایج خوبی رسیدم.
  37. نوشتن با جزئیات کامل می تواند ذهن مخاطب را به شدت درگیر فضای نوشته کند این را با خواندن داستان ها و رمان هایی به همین سبک تجربه کردم.
  38. باز هم نوعی بازی با کلمات که می تواند یک نرمش ذهنی فوق العاده باشد.
  39. بار اول که نوشته تو راجع به نگرانی بابت غلط های املایی و انشایی خواندم به شدت جبهه گرفتم و معتقد بودم که املا و انشا مهم است. با خواندن دوباره همان پست حرفم را پس می گیرم البته نه کاملا. رفع اشتباهات املایی و نگارشی در بازنویسی بشدت مهم است.
  40. تلاش من برای نصب ویراستار بی نتیجه بود و خیلی غبطه می خورم به کسانی که ویراستار دارند. البته با خواندن این مورد بر آن شدم که دوباره برای دانلود و نصب تلاش کنم.
  41. نوشتن فهرست و گاه گاهی رجوع به آنها و اضافه و کم کردن موارد نوشته شده یک بازی هیجان انگیز و جذاب است. تجربه شیرین و دلچسب.
  42. فکر می کنم بهتر است جواب نوشته ای که برایش زحمت کشیده و وقت گذاشته شده، کامنت ارزشمند و درخور باشد. گاهی نوشتن یک خوب بود یا پسندیدم انگار فقط برای رفع تکلیف است. بازخورد نوشته ها برای نویسنده خیلی مهم است. حداقل من اینطور حس می کنم.
  43. نوشتن از اعتقادات حتی می تواند درگیری ذهنی فرد را هم کاهش دهد. این هم نوعی بازی نوشتن است که خلاقیت را هم افزایش داده و دید فرد نسبت به محیط اطراف را وسعت می بخشد.
  44. نوشتن ضرب المثل و البته ریشه یابی آنها که می تواند ما را با داستان های شیرین فارسی هم آشنا کرده و پیوند دهد. این طور بهتر می توانیم از ضرب المثل استفاده کنیم.
  45. به نظر من نوشتن داستان ۵۵ کلمه ای در ابتدای نوشتن سخت تر است. اینکه بتوانیم کل مطلب مورد نظر را در ۵۵ کلمه بگنجانیم. اصلا کوتاه نوشتن خیلی سخت تر از نوشتن متن طولانی است.
  46. البته اگر استعاره و تشبیه به جا و به موقع و به اندازه استفاده شود و مخاطب را درگیر کند.
  47. علاوه بر موسیقی و پیاده روی و… تماشای عکس ها هم می تواند احساسات ما را برانگیزد. حتی تماشای طبیعت یا دیدن یک فیلم و… ولی چرا اجازه ندهیم احساسمان خود به خود برانگیخته شود تا به بهانه ها و ابزارهای مختلف متوسل شویم؟
  48. نوشتن یک نواخت و در جای مشخص و طبق قاعده به نظر خسته کننده می آید. به نظرم هرجا هر موقع ایده ای به ذهنمان آمد می توانیم دست به قلم شویم. حالا به قول تو روی پشت بام باشد یا توی تاکسی.
  49. نوشتن ابزاری برای فکر کردن است. این جمله را هر گاه که کم می آورم و فکر می کنم که اصلا چرا می نویسم، با خودم تکرار می کنم. اصلا انگار جان دوباره ای می گیرم . خود چرخش قلم روی کاغذ و بیرون ریختن هرچه که در ذهن داریم روی صفحه انگیزه و اعتماد به نفس بیشتری برای ادامه میدهد.
  50. هدفگذاری و زمان بندی برای هر تصمیمی نتایج باورنکردنی به همراه دارد. حداقل برای من که معمولا پراکنده کار می کنم تاثیرگذار بوده. اینکه مثلا خود را موظف کنیم هر روز وبلاگ را به روز کنیم یا هر روز پباده روی کنیم، نه فقط برای نوشتن برای هرکاری می تواند مثمر ثمر باشد.
  51. نکته جالب اینکه من از همان دوران مدرسه عاشق رونویسی بودم طوری که اگر معلم دو بار نوشتن از روی درس را می خواست من پنج بار می نوشتم. حالا هم که توی دانشگاه هر بار که از زوی جزوه یا کتاب رو نویسی می کنم مورد تمسخر قرار می گیرم. اصلا من نوشتن روی کاغذ را دوست دارم. قطار کردن کلمات پشت سر هم و سیاه کردن صفحه کاغذ. شاید همین هم باعث شد به تمرین نوشتن بپردازم.
  52. باز هم بازی با کلمه ها. فکر میکنم توی همین کامنت هم مراتب علاقه ام به کلمات را ابراز کرده ام. تا همین چند وقت پیش تمام کلمات جدید را با معنی و ریشه و… را یادداشت می کردم اما بعد از اینکه نوشتن را رها کردم و تنها زمانی که به واژه جدید برخورد می کردم به فرهنگ لغت مراجعه می کردم خیلی از کلمات بعد از مدتی از ذهنم پاک می شدند. این پست تو باعث شد این کار را دوباره از سر بگیرم.
  53. کوتاه نوشتن برای مخاطب امروز که حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارد ضروری است. مخاطب کم حوصله که دلش می خواهد همه چیز را فشرده ببیند یا بخواند. پس لازم است که کوتاه نوشتن را تمرین کنیم طوری که مطلب خود را در قالب جملات کوتاه بیان کنیم.
  54. گاهی اوقات از یک خواب یا یک رویا می توان یک رمان نوشت. همین
  55. فکر می کنم بعد از نوشتن، همه کارهایی که گفتی با هم لذت بخش و مفید است.

 

درنهایت شاهین عزیز

ممنون بابت زمان و انرژی که صرف کردی بابت نوشتن این پست خوب و مفید. سعی کردم با خواندن هر مورد چیزی که به ذهنم می رسد را بنویسم. امیدوارم از حوصله خارج نباشد.

در همین رابطه: قدرت کامنت‌نویسی: ۳۰ نکته کاربردی

چگونه نویسنده شویم؟ | دریافت کتاب قدرت نوشتن | کانال مهارت های نویسندگی در تلگرام
Rate this post

5 دیدگاه برای “بلندترین کامنت جهان!

  1. سلام!
    چه قدر خانم زهرا شریفی نسبت به این پست، واکنش موثر و مثبتی نشون دادند. انگیزه ایشون ستودنی است.
    شاهین چه قدر خوب است که پیشنهادهای مفید و خلاقانه شما، میون روزمرگی و مشغولیتهای یومیه، فرصتی برای خلوت کردن و اندیشیدن برامون فراهم می‌کنه. درود بی کران بر شما!

  2. عالی بود. معلومه ایشون پست هنر کامنت خوب نویسی رو هم دقیق خوندن ! 😊😉
    منم از دیشب به فکر وبلاگ زدن افتادم… تا صبح داشتم به نوشته های شما و آقای شعبانعلی که دیروز جسته گریخته و تند و حریصانه می خوندمشون فکر می کردم.
    کسی چمی دونه شاید پست “خمیازه” راه زندگی منو عوض کنه 🤔…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *