چرا آدم‌های خجالتی را دوست دارم؟

باب شده برحسب سیاق روزگار همه از خجالتی بودن خجل باشند، انگار داغ ننگ است به پیشانی هرکسی که می‌خواهد سری توی سرها دربیاورد.

اما من آدم‌های خجالتی را دوست دارم، چون حس می‌کنم شنونده‌های بهتری‌ هستند.

چون جزو آدم‌های لمپن و لوده‌ای نیستند که در هر جمعی زور می‌زنند خودشان را شمع انجمن جلوه دهند.

خجالتی‌ها را به آدم‌های دریده و پررویی که اسم خودشان را برون‌گرا می‌گذارند ترجیح می‌دهم.

اصلاً چه کسی گفته خجالتی بودن بد است؛ خجالت به از وقاحت.

از خجالتی بودن خودمان خجالت نکشیم.

چگونه نویسنده شویم؟ | دریافت کتاب قدرت نوشتن |کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

23 دیدگاه برای “چرا آدم‌های خجالتی را دوست دارم؟

  1. البته که خجالت به از وقاحت اما می توان مجلس آرا و تو دل برو و مجسمه ی تمام قد اعتماد به نفس بود بدون وقاحت و همینطور شنونده ای حرفه ای و دقیق بدون خجالت که می شود حدوسط بین این افراط و تفریط و خودِ حکمت . البته به نظر بنده

  2. چه دیدگاه ارزشمندی ツ

    من سعی می کنم درمورد آدم ها قضاوتی نکنم ! اما گاهی پیش می آید که ناخواسته احساس خوبی نسبت به بعضی آدم ها ندارم ، شاید برای شماهم پیش بیاید ، از این حالت با اصطلاح نچسب و یا به دل نمی نشیند تعبیر می شود.

    برای من آدم هایی که تلاششان را می کنند تا وانمود کنند خیلی می فهمند و یا خیلی باحال هستند به دل نمی نشینند.
    درمورد آدم های خجالتی هم تا حالا فکر نکرده بودم احساس من نسبت به آنها با آدم های دیگر فرقی ندارد ولی در عمل تلاش می کنم تا در ارتباط با من خجالت و شرم شان را کنار بگذارند.

    (قضاوت کردن را با نقدکردن اشتباه نگیریم)

  3. وقتی یه نفر از چیزی که فکر می کنی نقطه ضعفته واست می حرف میزنه حالت خوب میشه.
    دیگه فکر نمی کنی که این مشکل تو یه چیز مسخر ست.
    حالم خوب شد 🙂

  4. آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود…
    فکر میکنم این تک بیت حال و روز ما جماعت خجالتی ها را بهتر به تصویر می کشد. نگاه متفاوت شما برای منی که از این جماعتم جالب بود؛ تا به حال از این زوایه به این مساله دقت نکرده بودم. اما نکته ی قابل توجه این است که خجالتی بودن با درونگرایی از زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ خجالت و جسارت؛ دو روی یک سکه اند، فرد خجالتی بیشتر از جسارت نداشتن خود رنج می برد و حس تواضعی کمر شکن که آدم را تا مرز عدم خودباوری می کشاند. مثلا صحبت نکردن فرد خجالتی در جمع یکی از ثمرات این احساسات همیشگی اوست.  اما این مساله به همین جا ختم نمی شود؛ ترس و کمال گرایی دو معضل دیگر این فرد است. ترسی که متوقفت می کند و کمال گرایی که مجبورت می کند در هر کاری تمام توان و انرژی ات را هزینه کنی؛ چون مانند دیگران جسارت مطرح شدن با کمترین ها و سطحی ترین ها را ندارد.اما از طرف دیگر فرد درونگرا خودش را باور دارد و این خودباوری به جایی رسیده که ترجیح میدهد ،بیشتر از هرکس با خودش باشد و در دنیای افکار و خیالات و احساساتش سیر کند و هیچ لزومی نمی بیند که حریم این دنیایش را با دیگری در میان بگذارد. او وقتی در جمع صحبت نمی کند،دلیلش این است که در سیر افکار و درونش سخنرانی باشکوه تری در حال اجراست و او مشغول ایراد سخنرانی در آن جمع است! این فرد دوست دارد هر مساله ای را در  عالم تفکرات خود حل کند و  اغلب همان جا به نتایجی باور نکردنی دست پیدا می کند به همین خاطر اصلا نیازی به اظهار فضل در یک جمع واقعی و مطرح کردن خودش ندارد.
    اما آیافردی مثل من که هم خجالتی و هم درونگراست در این دنیای درون، راه به جایی می برد؟!

    1. سمیرا جان
      من همیشه از قدرت قلم شما و قدرت فکرتون شگفت زده میشم.
      مطمئنم که یک درونگرای خلاق و خوش ذوق هستید.
      حتماً راه به جایی میبرید، خیالتون راحت.

    2. خانم شیری واقعا زیبا نوشتید ممنون
      و سوال اخیر شما همان سوالی است که من از خودم میپرسم
      هر کسی جواب این سوال را میداند لطف نموده با ما شریک سازد
      منتظر این جواب هستم…

  5. سلام.
    چند روز است به خجالتی بودن فکر می کنم. خجالتی ام و فکر می کنم این ناشی از اعتماد به نفس پایین ام است. و بسیار رنج می کشم….

  6. شاهین جان نمی دونم همین که اینجا این کامنتو می ذارم ناقض خجالتی بودنم هست یا نه اما ممنون که انقد با این پست به من روحیه دادی 🙂

  7. سلام شاهین عزیز .
    واقعا زیبا نوشتی و چقدر این نوشته ات با نظر من هماهنگ و هم نظر بود.
    این جمله ات را هم از این به بعد در گفتگو هایم به عاریه می گیرم .

    اصلاً چه کسی گفته خجالتی بودن بد است؛ خجالت به از وقاحت.

    از خجالتی بودن خودمان خجالت نکشیم ”
    ( راستی اگر وقت کردی آدرس وبلاگ من رو توی قسمت دوستان به روز کن )
    ارادتمند .
    سعید فعله گری

  8. به نظرم کسی که بر اثر نداشتن اعتماد به نفس خجالتی ه با اونی که سکوت و شنیدن رو بر میگزینه فرق داره…
    اولی باید رو باور داشتن خودش کار کنه و در مواقع لزوم توی جمع حرف هم بزنه، و اگر سکوتی هم می کنه برحسب انتخاب باشه. یعنی به این باور برسه که حرف زدنش توی اون جمع اتفاق خاصی رو رقم نمی زنه، مخصوصا جمعایی که سطحشون خیلی بالا یا خیلی پایینه. پس برای احترام گذاشتن به خودش سکوت می کنه و حرفش رو فقط جایی می زنه که براش ارزش قائل بشن. اما اگر جایی حقی ازش ضایع شد اونقدری خودباوری توش هست که بتونه از خودش دفاع کنه.
    البته خب این نظر و تجربه ی شخصی منه. شخصا برای آدمایی که هرچیزی که هستن “انتخاب” خودشونه و براش تلاش کردن بیشتر ارزش قائلم

  9. گاه و بی‌گاه در زندگی خود، کسانی را می‌بینیم که دقیقاً در لحظه‌ای که باید، آنچه را که باید می‌گویند.
    اما فراموش نکنیم که مسئله‌ی مهم چیز دیگری است:
    اینکه آیا در لحظه‌ای که باید، کاری را که باید انجام می‌دهند؟

    از نیکلاس اسپارکس
    سایت متمم
    https://goo.gl/jgAvGy

  10. شاهین جان معمولا آدمها،خجالتی بودن رو با مظلوم بودن اشتباه میگیرن واس خاطر همینه که خیلی از آدمها بخاطر خجالتی بودن سرزنش میشن.

  11. درود بر شما
    یعنی میفرمایید خجالت هم خوب چیزیه :))
    درسته ولی… من تو بچگی خیلی خجالتی بودم. هرچند که این باعث میشد از نظر بقیه بچه ی خوبی باشم و حتی محبت ها به طرفم جذب میشد ولی در خودم احساس خوبی نداشتم. تا حدودی خوبه زیادش خوب نیست.

  12. توی دوران مدرسه همیشه جزو دانش آموزای پرحرف و پرجنب وجوش وفعال بودم
    یادم هست همیشه آدم‌های ساکت حرصمو درمی‌اوردن و سعی می‌کردم توی نه ماهی که هم‌کلاسی بودیم سعی می‌کردم که اونا هم شبیه خودم بشن
    ولی خب خجالتیا باعث میشن حق شون خورده بشه و توی حاشیه بمونن
    کلا خجالتی بودن چیز خوبی نیست
    آدم باید پررو باشه … پرررروووو 👌😋

  13. درسته شاهین عزیز
    ولی فرق قائل بشیم بین خجالتی بودن و درونگرا بودن. در کتاب سکوت قدرت درونگراها که سال ۲۰۱۲ جایزه گرفت خصلت های خوبی از درونگراها میگه و بقول شما اونها رو آدم های عنیق و قابل اعتمادی میدونه.
    همچنین میگه اینرو عیب ندونن و کلی آدم مشهور میاره که درونگرا بودن.
    مرسی

  14. همان طور که برخی دوستان هم اشاره کرده اند خجالتی بودن و درونگرا بودن باهم متفاوتند. به نظرم خجالتی بودن خصلت خوبی نیست، به ویژه در کودکان و حتی گاهی در صورت رفع نشدن آن باید از مشاوران و روان شناسان کمک گرفت. عموم مردمان تصور می کنند که فرد درونگرا خجالتی است و او را سرزنش می کنند, در حالی که درونگرایی یکی از تیپ های روانی است با ویژگیهای خاص خودش.
    بهتر است گفته شود که نباید از درونگرا بودن خودمان خجالت بکشیم تا از خجالتی بودنمان.

  15. قطعا وقاحتی که بعضی ها برای جلب توجه دارند پسندیده مخصوصا که موجب مسخره کردن دیگران بشود ولی خجالتی بودن هم به معنای کلمه خوب نیست وکسی آن را نمی پسندد آن که شما ازش می گویید درونگرا بودن است نه خجالتی …. خجالتی کسی است که از حق دفاع نمی کند و هیچ گاه تفاوتی نمی کند چه موقعیتی باشد جرات سخن به لب راندن را ندارد ولی درونگرا در موقع خودش لب به سخن می گشاید و از حق دفاع می کند

  16. وای نه اینطوری نگید خیلی بده.
    منم خجالتی هستم. یه مدتی به خودم میگفتم این که خوبه، بیشتر گوش بدی و کمتر حرف بزنی. به خاطر همین هی حرف نمیزدم تا اینکه کم کم حرف زدن یادم رفت. جدی جدی یادم رفت. الآن تبدیل به یه کار جانفرسایی شده که دارم کلی برای یادگرفتنش تلاش میکنم. آدم نباید اینطوری ضعفشو توجیه کنه…یهو از همین ور بوم میفته.

  17. بالاخره هر چیزی تو ان دنیا بدی و خوبی خودشو داره
    بعضی از ادما از خجالتیا خوششون میاد
    بعضیام از ادمای پرو که جسارت دارن خوششون میاد
    ولی مهم خود ادمه که ار خودش راضی باشه نه اینکه برای نظر دیگران خودشو عوض کنه وقتی یک نفر ازت خوشش بیاد یک نفر دیگه هم هست که ازت خوشش نمیاد این عادیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *