آخرین تجربۀ عملی من در زمینۀ نوشتن

لیلای عزیز برای من نوشته:

به‌عنوان یک نویسنده وقتی دلت می‌گیرد چه‌کاری می‌کنی؟

البته که تو به من لطف داری که من را نویسنده نامیده‌ای؛ ولی من شاگرد کوچکی در دنیای بزرگ نوشتن هستم.

در پاسخِ تو می‌خواهم از جدیدترین تجربۀ خودم در نوشتن بگویم، که به نظرم بهترین چیزی است که تاکنون کشف کرده‌ام.

من فهمیده‌ام که متن مطلوب بعد از یک تا دو ساعت اولی که بی‌وقفه و تند می‌نویسم از قلم جاری می‌شود.

یعنی تو باید یک تا دو ساعت اول را، حتی شده با نوشتن مزخرف‌ترین چیزهای ممکن پر کنی، تا به نقطه‌ای برسی که ایده‌های خوب شکل بگیرند.

انگار بعد از گذشتن ساعات اولیه، منتقد درون و کمال‌طلبی و ترس و هر مانع دیگری تسلیم ارادۀ تو می‌شوند.

از ساعت دوم به بعد است که واقعاً قدرت نوشتن را کشف می‌کنی و ناخودآگاهت شروع به غافلگیرکردنت می‌کند. برگردم به سؤال تو، این‌جوری است که بعد از سه چهار ساعت نوشتن، واقعاً دلم باز می‌شود.

فکر می‌کنی چند نفر از ما حوصله می‌کنیم یک تا دو ساعت فقط کاغذ سیاه کنیم تا گرممان شود؟

لیلا جان انجام دادن این کار یعنی تمایز.

Rate this post

6 دیدگاه برای “آخرین تجربۀ عملی من در زمینۀ نوشتن

  1. شاهین جان سلام .
    اول اینکه از محیط گرم و دوست داشتنی سایت تو بسیار لذت می برم و هر بار به اینجا می آیم روح و روانم تازه تر می شود و اینکه عکس های بی همتایی ( unique ) برای نوشته هات انتخاب میکنی‌، خیلی خوب و دوست داشتنی هستن.
    دوم اینکه ، با خوندن این پست یاد حرف استاد شعبانعلی افتادم که در فایل حرفه ای گری در مورد تمرین کردن برای حرفه ای شدن به موردی اشاره کرده بودند و نقل به مضمونش اینه که : —- “تمرین برای حرفه ای شدن الزاما لذت بخش نیست .” —-
    این کلام باعث شده که در اکثر مواقع و در کارهای روزانه ام اگر با سختی هایی مواجه میشم اون ها رو جزء جدایی ناپذیر کارم بدونم و ادامه دادن مسیر برام آسون تر بشه.
    به عبارت دیگه میتونم بگم که تحمل مشقت های تمرین کردن اگر به صورت آگاهانه و با هدف باشه ، راحت تر صورت میگیره.

    ممنونم.

    1. سلام شهرام مرادپور گل
      از توجه تو به عکس ها ممنون. خوشحالم که این حس رو دریافت کردی. راستش یکی از لذت های وبلاگ نویسی برای من همین انتخاب عکسه. و حالا خوشحالم که توجه دوست خوش ذوقی مثل تو رو جلب کرده.
      به نکته جالبی از حرف های استادمون اشاره کردی که منم طی روز بارها بهش فکر میکنم.
      امیدوارم تو قله های موفقیت ببینمت.

  2. من همیشه برای نوشتن یه دفتر دارم که در آن موضوعاتی که میخوام بنویسم را فقط تیترهای آن را در هر سربرگ وارد میکنم و بعد از چند روز آن دفتر را که باز میکنم حداقل ۱۰ موضوع دارم که میتوانم از بین آنها انتخاب کنم که کدام موضوع را درباره اش بنویسم. این حق انتخاب به من در نوشتن خیلی کمک میکنه…

  3. منم یه همچین تجربه ای دارم.البته نوشتن اولیه من زمانش کوتاهتره.شاید بیست دقیقه تا نیم ساعت.یادمه همیشه وقتی تو مدرسه انشا می نوشتم، طبق روال معمول، اول چرکنویس می کردم.بعد موقع پاکنویس کردن، بعد از یکی دوجمله، شروع می کردم به نوشتن بدون اینکه به چرکنویس کاری داشته باشم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *